قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى

313

تاريخ نگارستان ( فارسى )

[ 531 - گريز دادن امرا جغتاى را ( نمره غ ) ] 531 من الوقايع در اين جنك امراى جوجى جنك صعب كرده اكثر لشكر جغتاى را از جايگاه خود راندند و صفها بهم برآمده كار به جائى رسيد كه جنك بامير تيمور رسيده بر سر او هجوم آوردند و كسى چنان در قلب نمانده بود شيخ نور الدين ساربوغا مردانگى كرده عرابهء از خصمان گرفته آورد و در پيش امير كبير داشته خود با ملازمان و اقوام پياده شده پاسبانى كردند و يكيك از امرا و اركان دولت نيز پياده شده خصم را تيرباران نموده بازداشتند چون شاهزادگان و امرائى كه در اطراف بودند واقف شدند يكيك با قشون و لشكر خود آمده بر سر امير جمع شدند و باز صف لشكر قائم و مستحكم شده بعد از آنكه خصم بنوك پيكان جوشن شكاف سوراخها در شكم و ناف كرده بودند باتفاق حمله برده غالب آمدند در اينمرتبه آنچه در حوالى دشت قبچاق و حوالى و حواشى آن بود بتاراج رفت و امير تيمور بواسطهء اين جان‌سپارى شيخ نور الدين را بمنصب امير الامرائى از كل طوايف جغتاى سربلند ساخت . [ 532 - رفتن امير تيمور باصفهان » ] 532 من البدايع چون در شهور سنهء 789 تسع و ثمانين و سبعمأة امير از راه همدان متوجه اصفهان شد و در اواخر شوال بر ظاهر شهر نزول كرد عظماى سادات و فحول اكابر و قضات باستقبال شتافته طوعا و كرها ماليات قبول كردند و محصلان به جهت وصول آن به شهر درآمده آغاز مطالبه كردند و كار به جائى رسيد كه تركان بواسطهء طلب وجه مزبور متعرض مسلمانان گشته على كجه نام شخصى از آهنگران طهرانى طبلى نواخته جمعى از رندان و اوباش پيش آن قلاش جمع آمدند و بوثاق تحصيلداران شتافته ايشانرا و كسانى را كه جهت داد و ستد به شهر آمده بودند قريب هزار كس از تيغ گذرانيدند امير نماز خفتن از اينحركت خبردار گشته بدروازهء طوغچى راند و ابطال رجال متوجه بارو حصار شدند و تا صباح با عوام و اوباش تلاش ميكردند صباح دوشنبهء بيستم ذيقعده حصار مسخر گشته از موقف سياست حكم بقتل‌عام واقعشد بروايت اقل هفتاد هزار نفر بقتل آمده حسب الامر از سر منارها برافراختند و در مطلع السعدين مذكور است كه از دروازهء طوغچى تا قلعهء تبرك كه نصف ديوار حصار است بيست و هشت مناره و در هر منارهء يك هزار و پانصد سر مرتب داشته بودند و در نصف ديگر هم ترتيب داده بودند اما كمتر و جمعيكه روز در بيغولها گريخته بودند شب بيرون آمدند و خواستند كه خود را به جائى رسانند نظم : جمعى از واماندگان موج طوفان بلا * فوجى از سرگشتگان تيه‌ظلم روزگار قضا را آنشب برفى باريدن گرفت و پى قدم ايشان نمايان گشت روز ديگر از پى ايشان رفتند و هرجا كه متوارى شده بودند بيرون آورده از پى ديگران روان كردند . [ 533 - عزم امير بگرفتن عراق عرب » ] 533 من نوادر الاثار صاحبقران در شوال سنهء 795 خمس و تسعين و سبعمأة بعزم تسخير عراق عرب توجه نموده صبح شنبهء بيست و يكم ماه مذكور ببغداد